تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان واقعی وخیلی زیبا

    وبسوی آنها روانه میکند... بخدا من شرمنده این لطف وکرم واخلاق نیکوی توشدم ، که هرازگاهی بین نمازهایش اورا تکان میداد..
    دکتر داخل شد وازپیرزن که زمین گیر بود خواست که اجازه دهدازتلفنش استفاده کند، که دکتر روبه اوگفت:
    ....
    بعدازپرواز بخاطر اوضاع نامساعدهوا ورعدوبرق وصاعقه، امیدوارم که دعاهایت مستجاب شود..
    پیرزن مدتی طولانی به نمازودعامشغول بود،

    دکترایشان درحالیکه گریه میکردگفت:
    به والله که دعای تو،.....
    دکتر ایشان باکمی درنگ پذیرفت وماشینی راکرایه کردوبراه افتادکه ناگهان در وسط راه اوضاع هوا نامساعد شدوبارندگی شدیدی شروع شد بطوریکه ادامه دادن برایش مقدورنبود ساعتی رفت تااینکه احساس کرد دیگه راه راگم کرده خسته وکوفته ودرمانده وباناامیدی براهش ادامه داد که ناگهان کلبه ای کوچک توجه اورابه خود جلب کرد.
    -بفرما داخل هرکه هستی.
    پیرزن گفت:
    واما شما،.
    به من گفته اندکه یک پزشک جراح بزرگی بنام دکتر
     ایشان هست که اوقادر به علاجش هست ، هواپیماها راازکارانداخت وباعث زدن صاعقه ها شدوآسمان را به باریدن واداشت.دربازاست. است بجز یک دعا..0001pt; line-height: 12pt; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: white; ">
    پزشک وجراح مشهور (د.
    دکترازپیرزن تشکرکرد ومشغول خوردن شد.
    پیرزن خنده ای کرد وگفت:.ولی بفرما واستراحت کن وبرای خودت استکانی چای بریزتاخستگی بدرکنی وکمی غذاهم هست بخور تاجون بگیری..0001pt; line-height: 12pt; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: white; ">شد ، به یک بیماری مزمنی دچارشده که میترسم این طفل بیچاره ومسکین خوار وگرفتارشود. ایشان) روزی برای شرکت دریک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت وتکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار میشد، که باعث ازکارافتادن یکی ازموتورها

    همه قبول شده همه پزشکان اینجا ازعلاج آن عاجزهستند.
    گفت:
    این طفل معصومی که جلوچشم شماست نوه من هست که نه پدر داره ونه مادر، صدای پیرزنی راشنید .کدام تلفن فرزندم؟ اینجا نه برقی هست ونه تلفنی.5pt; font-family: Tahoma, sans-serif; color: rgb(51, 51, 51); background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: white; ">

     

    ، درحالیکه پیرزن مشغول خواندن نماز ودعابود...تااینکه من دکتررابسوی تو بکشاندومن بخدا هرگز باورنداشتم که الله عزوجل بایک دعایی این چنین اسباب رابرای بندگان مومنش مهیا میکند.که ناگهان متوجه طفل کوچکی شدکه بی حرکت بر روی تختی نزدیک پیرزن خوابیده بود،هواپیما مجبوربه فروداضطراری درنزدیکترین فرودگاه شد
    دکتربلافاصله به دفتراستعلامات فرودگاه رفت وخطاب به آنهاگفت:
    من یک پزشک متخصص جهانی هستم وهردقیقه برای من برابر باجان خیلی انسانها هاست وشمامیخواهیدمن 16ساعت تواین فرودگاه منتظرهواپیمابمانم؟
    یکی ازکارکنان گفت جناب دکتر، اگرخیلی عجله داریدمیتونیدیک ماشین دربست بگیریدتامقصدشماسه ساعت بیشترنمانده است..ولی اوخیلی ازمادورهست ودسترسی به او مشکل هست ومن هم نمیتوانم این بچه را پیش اوببرم....
    دکترایشان گفت:
    چه دعایی؟..
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 13 دي 1392 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , , , ,

آمار امروز چهار شنبه 27 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :211091
  • بازدید امروز :320131
  • بازدید داخلی :66332
  • کاربران حاضر :118
  • رباتهای جستجوگر:159
  • همه حاضرین :277

تگ های برتر امروز

تگ های برتر